مردی که موش شد

ابرها
نویسنده : Ayyoob110 - ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٧
 

   تنها ابرها مرا به وجد می آورند. موجودات عجیب و غریبی که سکوتشان حیرت آور است و بوی جنگلهای شمال را می دهند. آنها بیشتر دعواهایشان را گریه می کنند. ابرها خیلی بازیگوشند، متولد می شوند، زندگی می کنند و می میرند ولی هیچ وقت پیر نمی شوند. آنها خدایان من هستند و زیبائیشان مرا به خلسه فرو می برد.

.


 
comment نظرات ()